تبليغاتX
بهترین محیط آموزش دو زبان هندی و انگلیسی

بهترین محیط آموزش دو زبان هندی و انگلیسی

The best place to learn Indian and English

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز. بعد از 10 ماه دوری از ارسال مطلب در این وبلاگ (ابتدای شهریور 86 تا انتهای خرداد 87) ، دوباره تصمیم گرفتیم تا کارمونو با توانی بیش از پیش و با یاری خدا شروع کنیم. خیلی از شما دوستان عزیز ممنونم. با اینکه 10 ماه هیچ تغیری در وبلاگ انجام نشد ، ولی شما ما رو از نظرات بسیار زیباتون دریغ نکردید و در حقیقت فقط نظرات شما بود که باعث شد ، شور دیگری برای ادامه ی کار در دلمان برپا شود. به همه ی شما درود می فرستم و این پست فقط برای آگاهی شما در جهت ادامه ی کار ما نوشته شده. به زودی (تا 3-4 روز دیگر) کار وبلاگ دوباره از سر خواهد گرفت. ما همچنان منتظر خواندن نظرات شما هستیم.

با تشکر و سپاس فراوان

بهمن & شهرام

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 1:6  توسط بهمن و شهرام  | 

سلام.همونطور که بهتون قول داده بودم امروز میخوام براتون جمله بنویسم،درضمن از این جلسه به بعد میخوام که تلفظ کلمه ها و جمله ها رو ننویسم.امیدوارم که بتونین نوشته ها رو بخونین و ازشون استفاده کنین و اگر براتون سؤالی پیش اومد به پرسید،که إنشا ا... بتونم جواب بدم.

اینم لینک اهنگم.

اینم یکی دیگش. 

तुमकौनहो=شما چه کسی هستید.

कलआपकहाँथे=دیروز شما کجا بودید.

कोईहै=کسی هست.

यहाँकोईनहींहै=کسی اینجا نیست.

सुबहकोआओ=صبح بیا.

आजशामकोमतआओ=امروز عصر نیا.

आजशामकोमतआना=امروز عصر نیا.*

हररोज़आना=هر روز بیا.*

नुझेकलसुबहसातबजेजगाना=فردا صبح ساعت7منو بیدار کن.

कितनेलोगहै=چند نفر هستند.

आजवहकैसाहै=امروز اون چطوره.

वहकिसकाघोराहै=اون اسب مال چه کسی است.

तुम्हारादेशकहाँहै=کشور شما کجاست.

तुम्हारानामकेयाहै=اسم شما چیست.

यहकेयाहै=این چیست.

نکته:کلمه ی«केया»رو اینطوری هم می نویسند:कया.

نکته:اگر در جمله ی سؤالی؛کلمه ای که سؤالی بودن یا نبودن رو بیان نکنه،کلمه ی بالا را در اول جمله

مییارن.البته طرز صحبت کردن گوینده هم سؤالی بودن یا نبودن جمله رو مشخص میکنه:

कयातूबोला=آیا تو صحبت کردی.

امیدوارم که از مطالب امروز استفاده ی لازم رو برده باشین.

خداحافظ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:36  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 10

سلام دوستان عزیز.در ابتدا لازم به ذکر می دونم تا از همتون که همیشه یار و همراه ما در وبلاگ بودید ، به دلیل به روز این وبلاگ آن هم به مدت 20 روز از همتون عذر خواهی کنم.متاسفانه به علت مشغله ی زیاد در دانشگاه و کار قادر به آپ کردن این وبلاگ نبودم.این چند روزه برام مشکل خیلی بدی پیش اومده که ازتون خواهش می کنم برام دعا کنید.

 

"Aو  Anحرف تعریف نا معین "

“The Indifinite Artticle A – An"

حرف تعریف نا معین A و An  نقش نکره را در زبان فارسی ایفا می کند و زمانی که بخواهیم به طور کلی از اسمی در مفهوم عام استفاده کنیم یا از A و  An استفاده می کنیم یا اسم را به صورت جمع بیان می کنیم.مثال :

A horse is a good animal.

Horses are good animals.

 

هر دو جمله یک معنی دارند و با هم برابرند

I saw an exciting film last night.

He bought a book for me.

 

در دو جمله فوق `A  به طور کلی کسی یا چیزی را به صورت نکره و یا نا معین بیان کرده است.چنانچه اسمی با یکی از حروف صدادار(a – e – I – o - u) آغاز شود،بجای a بایستی از an  استفاده کرد.مثل :

An apple

An orange

An egg

 

نکته : برای های غیر ملفوظ باید از   an استفاده کرد.مانند :

An hour

An honor

An honest man

 

A و An  فقط با اسامی قابل شمارش یا Countable nouns  بکار می روند و هرگز نمی توان آنها را با اسم غیر قابل شمارش یا Uncountable Nouns  بکار برد.مانند :

He had a book in his hand.

Tom is eating an apple.

 

نکته : چنانچه اسمی با یکی از حروف صدادار آغاز شود ولی حرف اول ان صدای حروف صدادار را نداشته باشد باید از a استفاده کرد.مثال :

A university

A useful book

A European

 

خوب درس این جلسه هم به پایان رسید.جلسه بعد فرق بین a , an  را با One  خواهم گفت.راستی تا یادم نرفته خدمتتون بگم که بر طبق اخرین اخبار رسیده از سوی آقا شهرام ، ایشان به خدمت مقدس سربازی اعزام شدند.برای موفقیت شما ، شهرام و من دعا می کنیم...

با تشکر

بهمن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:18  توسط بهمن و شهرام  | 

سلام.امروز میخوام که بعد از نوشتن چند کلمه ی مفید،زمان حال و گذشته ی فعل«हुना=بودن،هستن»رو برای شما صرف کنم که امیدوارم خوشتون بییاد.

در ضمن من تو مطالعات جدیدی که در مورد زبان هندی داشتم پی به یکی از اشتباهاتم در مورد زبان هندی برخوردم.اونهم اینه که این حرف در بعضی از مواقع صدای نون و در بعضی از مواقع صدای میم میدهد.नंबर:نـَََََََََََََـمـبََََََََََََََََـر:شماره.

راستی اینهم لینک آهنگی که من با گروه رپ اساطیر خوندم.خواننده ی هندیش من هستم.

दिन=دین=روز. हररोज़=هَـر رُز=هر روز.

रोज़=رُز=روز. पहले=پَـهله=اولین.

रात=رات=شب. पहेलि=پَـهـِلی=معمعا.

सवेरा=سَـوِرا=صبح. पीछे=پییچهِ=بعداً.

सुबह=سوبَـح=صبح. बादमें=باد مِـن=بعداً.

सुबहको=سوبَـح کُ=موقع صبح. परन्तु=پَـرَنتو=اما.

सवेरेमें=سَـوِره مِـن=موقع صبح. लेकिन=لِـکین=اما.

सन्धया=سَـندیا=عصر. कोई=کُیی=هیچ،هر کس.

शाम=شام=عصر. कोईनहीं=کُیی نَـهیین=هیچ کس.

रोज़रोज़=رُزرُز=هر روز. डाकख़ाना=داک خانا=اداره ی پست.

डाकघर=داک گِـهَر=اداره ی پست. तार=تار=تلگراف.

जगना=جگنا=بیدار شدن. जगाओ=جاگااُ=بیداری،بیدار شو.

बजे=بَـجه=ساعت.

زمان حال فعل«हुना»:

مفرد:                       جمع:

हुं=هون=هستم.              हैं=هِـین=هستیم.

है=هِـی=هستی.             हो،हैं=هُ،هِـین=هستید.

है=هِـی=هست.              हैं=هِـین=هستیم.

نکته:هرگاه که این«ै»روی حرفی قرار گرفت،طوری باید تلفظ کنید که به صورت «ه،ـِ»شنیده شود:

है=هِ=هستی.

زمان گذشته ی فعل«हुना»:

مفرد:                        جمع:

था=تا=بودم.                 थे=«ته،تِ»،تی=بودیم.

था=تا=بودی.               थे=«ته،تِ»،تی=بودید.

था=تا=بود.                 थे=«ته،تِ»،تی=بودند.

از جلسه ی بعد براتون جمله هم مینویسم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 20:14  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 9

اسم قابل شمارش و اسم غیر قابل شمارش

Countable and Uncountable Noun

اسم قابل شمارش :

اسمی است که ریشه آن هم  مفرد است هم جمع ، یعنی هم در مفرد بودن و هم در جمع بودن تعداد آن برای هر کس مشخص و معلوم است و می توان تعداد آن را ذکر کرد.به عبارت دیگر اسمی است که می توان آن را شمرد.

 

 

A book – two books

A bag – three bags

A dog – four dogs

 

اسم غیر قابل شمارش :

اسمی است که ریشه آن نه مفرد است و نه جمع.این ایم بخودی خود قابل شمارش نیست .مانند :

Water

Salt

Gold

Milk

Cheese

Butter

Tea

 

 

اسامی فوق بخودی خود قابل شمارش نیستند ، یعنی نمی توانیم بگوییم :" دیروز دو تا شکر خریدم! ". و یا کلمه Money به معنای پول قابل شمارش نیست بلکه واحد آن قابل شمارش است.مثلا هرگز نمی توانیم بگوییم :" دیروز دو تا پول به او دادم! ".

 

"چگونه یک اسم غیر قابل شمارش را می توان قابل شمارش نمود؟"

برای بیان یک واحد از اسمی که غیر قابل شمارش است باید واحد آنرا که یک اسم قابل شمارش است در ابتدای آن بنویسیم.مثال :

A loaf of bread.

A bottle of milk.

A glass of water.

A cup of tea.

 

بنابراین این کلمات(bar – cup – glass – bottle - loaf) در اینجا قابل شمارش بوده و می توان از آنها برای قابل شمارش کردن استفاده کرد.مثال :

Three cups of tea.

Two bottles of milk.

Four glasses of water.

                                         

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:9  توسط بهمن و شهرام  | 

 سلام دوستان عزیز.امروز فقط میخوام یه مطلب برای شما دوستان عزیزم بنویسم و اون هم کلمات پرسشی یه که: 

कौन=کُـون=چه کسی. किसलिये=کیس لیه=چرا.

किसका=کیسکا=مال چه کسی. कयों=کـیـُـن،کیون=چرا.

केया=کِـیا=چه،چی. किधर=کیدهَـر=کجا.

कौनसा=کُـونسا=چه چیزی. कहाँ=کاهان=کجا.

कब=کَـب=چه موقع. कैसा=کِـیـسا=چطور،چه نوع.

कितना=کیتنا=چه مقدار«غیر قابل شمارش». कितने=کیتنه،کیتنی=چه مقدار«قابل شمارش».

نکته:قابل توجه این است که تمامی کلمات پرسشی با حرف

«»شروع می شوند.

در ضمن اگه فیلم های زبان اصلی خواستین به شماره تلفن من زنگ بزنید.

الان در آرشیو من دی وی دی کامل سریال تلوزیونی یانگوم به دست من

 رسیده.اگه خواستین سفارش بدین.این سریال در ۵ دی وی دی هستش

که با هزینه ی ارسال میشه ۱۲ هزار تومن.

تا بعد،خداحافظ.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:24  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 8

سلام دوستان عزیز.همونطور که در جلسه قبل به شما گفتم ، قصد دارم تا در این جلسه شما را با کلمات استفهام بیشتری آشنا کنم.

 

1-     Where : این کلمه قید استفهامی مکان است.این کلمه زمانی در ابتدای جمله به کار می رود که قید مکان در جمله نا معلوم باشد.مثال :

He went to his brother's house.

Where did he go?

                                                                                                      

 

 

2-     How many times, how often: این دو کلمه در انگلیسی قیود استفهامی تکرار نامیده می شوند و زمانی در جمله به کار می روند که تعداد انجام عمل یا حالتی نا معلوم باشد.

He goes to the cinema twice a week.

How often does he go to the cinema?
How many times a week does he go to the cinema?

 

3-     How : ایک کلمه که در فارسی معادل کلمه "چطور" است قید استفهامی کیفیت و حالت نامیده می شود.این کلمه زمانی در جمله به کار می رود که انجام کاری نا معلوم باشد.مانند :

How does he speak English?

He speaks English well.

 

How did he go there?

He went there by bus.

 

4-     Why : این کلمه را در انگلیسی قید استفهامی علت و دلیل گویند و زمانی در جمله به کار می رود که علت و سبب انجام کاری برای پرسش کننده معلوم نباشد.مثال :

Why did he go to England?

He went to England to see his brother.

 

5-     How much : این کلمه را در انگلیسی قید استفهامی مقدار می گویند و زمانی در جمله به کار می رود که مقدار و میزار چیزی نا معلوم باشد.مثال :

How much did you pay for the book?


I paid 40 Tomans for it.

 

 

نکته : چنانچه کلمات استفهامی در وسط جمله به عنوان یک کلمه ربط به کار روند ، جمله حالت سوالی خود را از دست داده و به صورت خبری بیان می گردد.بدیهی است که علامت سوال(؟) نیز از جمله حذف خواهد شد.

Where is Ali?
I don't know where Ali is.

 

How old is your friend?
I don't know how old my friend is.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:10  توسط بهمن و شهرام  | 

 سلام به کسانی که از وبلاگ خودشون دیدن میکنن.امروز بعد از نوشتن چند لغت؛میخوام براتون گرامر تلفظ شخصی یا همون ضمایر فاعلی،ملکی و مفعولی رو بنویسم،که امیدوارم از اونها در نوشتن وصحبت کردن استفاده کننین.در ضمن اگه سوالی یا مشکلی بود با این شماره تماس بگیرید:۰۹۱۲۳۳۴۷۶۴۵.شهرام.

नाम=نام=اسم،نام. तारीख़=تاریخ=تاریخ. तनखाह=تَـنکاه=پرداختن.

घर=گِـهَـر=خانه. मनुष्य=مَـنوشیا=مرد،آدم. बन्दोबस्त=بَـندُبَـست=نظم.

देश=دِش=کشور. आदमी=آدَمیی=مرد،آدم. ताला=تالا=قفل.

मुल्क=مولک=کشور. दुकान=دوکان=مغازه. चाबी=چابیی=کلید.

रास्ता=راستا=خیابان. बाज़ार=بازار=بازار. हिसाब=هیساب=حساب بانکی.

सड़क=سَـرَک=خیابان. सोग=لُـق=مردم. गाँव=قانو=دهکده.

तिथि=تیتهی=تاریخ. पगार=پاگار=پرداختن. ग्राम=گِـرام=دهکده.

गाँववाला=قانو والا=اهل دهکده. ठीक=تِـهییک=درست،صحیح.

 گرامر تلفظ شخصی:

«فاعلی»:

मैं=مِـین=من.     हम=هَـم=ما.

तू=توو=تو.      तुम،आप=توم،آپ=شما.

वह=وُ=او.      वे=وه،وی=ایشان،آنها.

«ملکی»:

मेरा=مِـرا=مال من.      हमारा=هامارا=مال ما.

तेरा=تِـرا=مال تو.       तुमहारा،आपका=توم هارا،آپکا=مال شما.

उसका=مال او.          उनका=اونکا=مال ایشان،مال آنها.

«مفعولی»:

मुझको=موج کُ=به من.        हमको=هَـم کُ=به ما.

मुझे=موجه=من رو.             हमहें=هَـم هِـن=ما رو.

तुझको=توج کُ=به تو.        तुमको،आपको=توم کُ=به شما.

तुझे=توجه=تو رو.            तुमहें،आपहें=توم هِـن،آپ هِـن=شما رو.

उसको=اوس کُ=به او.      उनको=اون کُ=به ایشان،به آنها.

उसे=اوسه=به او.              उनहें=اون هِـن=ایشان رو،اونها رو.

نکته:ضمایر فاعلی«मैं و तू»در مکالمه های روزانه؛زیاد استفاده نمی شوند و به جای آنها از«हम»و«तुम»استفاده می کنند.اما وقتی این دو به معنی«ما»و«شما»بییایند،به انها کلمه ی«लोग»رو اضافه میکنند:हमलोग،तुमलोग.

نکته:اگر بعد از این دو کلمه«यह و वह»کلمه ای با یکی از حروف اضافه بییاید،این دو کلمه،اینطوری نوشته می شوند:यह=इस=ایس=این.वह=उस=اوس=آن،اون.در ضمایر ملکی و مفعولی نوع دوم «वह»رو میتونین بگاه کنین.در ضمنکلمه ی«वे»رو هم طبق همین نکته اینطوری می نویسن که در ضمایر ملکی و مفعولی هم دیده می شه:वे=उन=اون=انها،ایشان،اونها.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:56  توسط بهمن و شهرام  | 

unit 7

کلمات استفهام


کلمات استفهام را در انگلیسی (Question words) نیز می نامند.


محل این کلمات در جمله ی استفهامی در ابتدای جمله می باشد و مهمترین آنها عبارتند از :


کجا where


چگونه How


چقدر How much


چندتا How many


چه مدت How long


چند وقت به چند وقت How often


چه کسی Who


کدام Which


چه چیزی What


چرا Why


چه ساعتی What time



نکته مهم : بعد از کلیه کلمات استفهام بایستی بلافاصله فعل کمکی زمان مربوط به جمله (Do,Does) در حال ساده ، (ِDid) در گذشته ساده ، (Will) در آینده ساده و غیره قرار بگیرد به استثنای Who که جانشین فاعل است و فقط جای فاعل می نشیند و تغییر دیگری در جمله داده نمی شود.کلمات Which , What در زمانی که اشاره به فاعل جمله می کنند احتیاجی به فعل کمکی زمان ندارند.مثال :


He bought a gift for his daughter.


What did he buy for his daughter?



Ali came here last night.


Who came here last night?



The hotel caught fire.


What caught fire?





چنانچه Which , What در حالت مفعول مورد سوال باشند ، حتما بایستی فعل کمکی زمان مربوط در جمله ذکر شود.مانند :


He bought a car last week.


What did he buy last week?


توضیح در مورد Who , when :



Who : این کلمه اشاره به فاعل جمله می کند و جانشین فاعل می گردد و فعلش همیشه تابع سوم شخص مفرد است.مثال :


He told me to come here.


Who told you to come here?


Who teaches in this class?




When : این کلمه را در انگلیسی قید استفهامی زمان می گویند ، و زمانی به کار می رود که قید زمان در جمله مجهول باشد.مثال :


He left Tehran last week.


When did he leave Tehran?


She went there two years ago.


When did she go there?




سلام دوستان عزیز.با تشکر از شما که از وبلاگ ما دیدن می کنید ، لازم به ذکر است تا خدمتتون عرض کنم که در جلسات دیگر در مورد کلمات استفهامی توضیح بیشتری ارایه خواهم نمود.


با تشکر



+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 15:7  توسط بهمن و شهرام  | 

 سلام دوستان عزیز.امروز میخوام نوشتن وخواندن اعداد و نیز حروف اضافه ی زبان هندی رو به شما بگم.امیدوارم که خشتون بییاد واز اونها استفاده کنیین.

اعداد به زبان هندی به شرح زیر است:

एक=اِک=1. छः=چه=6. गयारह=قایارَه=11. सोलह=سُـلَـه=16.

दो=دُ=2. सात=سات=7. बारह=بارَه=12. सत्रह=سَـترَه=17.

तीन=تیین=3. आठ=آته=8. तेरह=تـِرَه=13. अठारह=اَتارَه=18.

चार=چار=4. नौ=نـَوو=9. चौदह=چَـوودَه=14. उनीस=اونییس=19.

पाँच=پانچ=5. दस=دَس=10. पन्द्रह=پـَـندرَه=15. बीस=بییس=20.

إنشا ا... در اخرین مبحث این زبان باقی اعداد رو براتون می نویسم.

نکته:شما می تونیین علامت صوتی«»که بر روی حروف مییاد رو،برای خوندن،هم از کسره و هم از«ه»استفاده کنین:कपड़े=کَـپره یا کپرـِ=لباس.در بعضی از جاها این علامت رو به شکل حرف«ی» هم میخونن:से=سی=از،با،به.

حروف اضافه ی زبان هندی عبارت اند از:

से=سه،سی=از،با،به.तक=تَـک=تا.का=کا=از،آن،که.में=مِـن=در،داخل.को=کُ=به.पर=پَـر=رو.

چند اصطلاح مفید:

अच्छा=اَچّا=خوب. बहुतअच्छा=بَـهـوت اَچّا=بسیار خوب. बस=بَـس=کافیست.

कोई बात नहीं=کُـیی بات نَـهیین=اهمیّتی ندارد. शाबाश=خوب انجام بده.

धन्य=دِهَـنیا=خوب انجام بده.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 14:43  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 6

زمان گذشته استمراری

Past Continuous Tense

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت استمرار در گذشته به وقوع بپیوندد.برای ساختن این زمان فعل To be  زمان گذشته را بعد از فاعل نوشته و سپس از فعل اصلی و Ing  استفاده می کنیم.فرمول این زمان به قرار زیر است.

Ing + فعل اصلی + Was\Were + فاعل

 

I was teaching at 8 o'clock this morning.

 

صرف فعل To teach  در زمان گذشته استمراری

I was teaching.

You were teaching.

(He, She) was teaching.

We were teaching.

You were teaching.

They were teaching.

 

نکته : برای منفی کردن زمان گذشته استمراری کلمه (Not) را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.مثال:

He was not studying at 9 o'clock last night.

 

نکته : برای سوالی کردن Was\Were را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.مانند :

Were you coming here at 10 o'clock?

Were you watching TV at 10 o'clock?

 

نکته : برای منفی سوالی کردن این زمان Was not\Were not را به صورت فرم مختصر یا مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.مانند :

Weren't you speaking with him at 6 o'clock?

Wasn't he coming here yesterday?

 

 

دوستان عزیز ، از این که از وبلاگ ما بازدید می کنید خیلی

خوشحالیم.لطفا نظرات ، پیشنهادات و سوالات خود را با ما در میان

بگذارید.با تشکر

مدیران وبلاگ : بهمن ، شهرام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:8  توسط بهمن و شهرام  | 

سلام دوستان عزیز.منو ببخشید که وبم رو زود به زود اپدیت میکنم،چون اول اینکه مطلاب زیاده و دوم اینکه میخوام کسانی که به فراگیری زبان هندی علاقه دارند،زیاد انتظار نکشن.

बोलना=بُلنا=گفتن. मंगाना=مَنگانا=فرستادن برای काम=کام=کار.

कहना=کَهنا=گفتن. मंगाओ=مَنگااُ=بفرست برای. कार्य=کاریا=کار.

बोलो=بُلُ=بگو. गिनना=قیننا=شمردن. दफ़्तर=دَفتر=دفتر،اداره.

कहो=کَهُ=بگو. गिनो=قینُ=بشمر. आफ़िस=آفیس=دفتر،اداره.

बुलाना=بولانا=صداکردن. रुपया=روپیا=پول. कमरा=کـَمرا=اطاق.

बुलाओ=بولااُ=صداکن. पैसा=پـِیسا=پول خُرد. चम्मच=چَمـَّچ=قاشق.

लेना=لِنا=گرفتن. घोड़ा=قـُرا=اسب. काँटा=کانتا=چنگال.

लो=لُ=بگیر. दर्ज़ी=دَرزیی=خیاط. छुरी=چـِهوریی=چاقو.

भेजना=بـِهـِجنا=فرستادن. धोबी=دُبیی=لباسشو. चाकू=چاکوو=چاقو.

भेजो=بـِهـِجُ=بفرست. कपड़े=کپره=لباس. ज़ोरसे=زُرسه=به زور.

ज़ोरसे=زُرسه=باصدای بلند. आहिस्तेसे=به آهستگی. आहिस्तेसे=با صدای کوتاه.

साफ़साफ़=صاف صاف=واضح. ताज़ा=تازا=تازه. ऊपर=اووپَر=بالا.

नीचे=نییچه=پایین. बाहर=باهَر=بیرون. परसों=پَرسُن=پس فردا،پری روز.

एकदम=اِک دَم=یک بار. झट=جـِهَـت=یک بار.

نکته:من بعضی از کلمات رو طبق قواعد حرف«»بایید به هم می چسبوندم،ولی من این کار رو انجام ندادم،چون فکر کردم که امکان داره شما در خوندن کلمات هندی وتلفظ اونها اشتباه بکنین. اما من امیدوارم که روزی برسه که تمامی شما بتونین به این شکل بنویسید و تمامی قواعداین یک حرف رو رعایت کنین:पर्सों=پَرسُن=پس فردا،बाह्र=باهَر=بیرون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 6:36  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 5

زمان حال ساده

Simple Present Tense

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت عادت یومیه به کار می رود و بیان کننده مطلبی است که زمان خاصی ندارد ، یا به عبارت دیگر توصیف می کند عملی را که به طور دایم به وقوع می پیوندد.

 

 

 

Subject + Verb + Object + Adverb of place + Adverb of time

Like:

I see him in the class everyday.

من او را هر روز در کلاس می بینم.

 

نکته : برای تشکیل این زمان ، مصدر بدون To را بلافاصله بعد از فاعل در جمله به کار می بریم.

نکته : فعل سوم شخص مفرد در زمان حال ساده S یا es می گیرد.مثال :

He sees my brother everyday.

She comes to the class at 5 o'clock everyday.

 

 

نکته : چنانچه فعلی به یکی از حروف(Z – X – O – SH - S) ختم شود،در سوم شخص مفرد به آخر آن باید es اضافه گردد و آن به صورت یک سیلاب جداگانه خوانده می شود.مانند :

I kiss my little sister everyday.

He kisses his little sister everyday.

 

I wash my shirt on Fridays.

She washes her shirt on Fridays.

 

فرم منفی زمان حال ساده

برای منفی کردن زمان حال ساده بایستی از دو فعل کمکی Do, Doses با کمک کلمه Not استفاده کرد.بدین ترتیب که از Does  برای سوم شخص مفرد و از Do  برای سایر ضمایر استفاده می شود.مثال:

I do not write to them.

He dose not speak English well.

This pen does not write well.

 

فرم سوالی زمان حال ساده

برای سوالی کردن زمان حال ساده دو فعل کمکی Do , Does را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم.مانند :

Do you write your name here?

Does he speak English in the class?

  

زمان حال استمراری

Present continuous Tense

این زمان توصیف کننده عملی است که به صورت استمرار در لحظه حال انجام می شود، و برای تشکیل آن از فعل To be زمان حال و اضافه کردن Ing به آخر فعل اصلی استفاده می گردد.

 

Ing + فعل اصلی + am, is, are + فاعل

 

Ali is watching TV now.

I'm walking now.

 

نکته : برای منفی کردن این زمان کافیست کلمه Not  را بعد از افعال کمکی جمله به کار ببریم.مانند :

He is not playing in the yard.

He is not watching TV now.

I'm not walking now.

 

نکته : برای سوالی کردن زمان حال استمراری کافیست تا افعال کمکی را به ابتدای جمله بیاوریم.مثال :

Is he watching TV now?

Is he walking now?

Is he eating now?

  

زمان گذشته ساده

Simple Past Tense

زمان گذشته ساده توصیف کننده ی عملی است که در گذشته به وقوع پیوسته است و هیچ گونه ربطی به زمان حال یا آینده ندارد.

 

قید زمان + قید مکان + مفعول + گذشته فعل اصلی + فاعل

I saw him at the theater last night

 

افعال با قاعده(Regular verbs):افعال با قاعده افعالی هستند  برای ساختن گذشته و اسم مفعول به آخر آنها D,ed  اضافه می کنیم.مثال :

Work = I worked.

Finish = I finished my work.

Like = I liked my father very much.

 

افعال بی قاعده(Irregular verbs):افعال بی قاعده افعالی هستند که گذشته و اسم مفعول آنها فرم و شکل دیگری دارند.مانند :

Sleep = I slept last night.

Send = I sent him a letter.

Buy = I bought a car last month.

 

فرم منفی زمان گذشته ساده

برای منفی کردن زمان گذشته ساده فعل کمکی Did را با کلمه منفی Not بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی قرار می دهیم.مثال :

He went there last night.

He did not go there last night.

*************************************************

We spent all our money.

We did not spend all our money.

  

فرم سوالی زمان گذشته ساده

برای سوالی کردن زمان گذشته ساده فعل کمکی Did را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.مانند :

Did he go there last month?

Did she come to your house?

Did they come back from England?

 

دوستان عزیز.شما می توانید سوالات ، پیشنهادات و انتقادات خود را به وسیله ی ایمیل ها زیر به ما منتقل کنید:

language_indeng@yahoo.com

shahramloveindia@yahoo.com

shayanmotel2005@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 13:54  توسط بهمن و شهرام  | 

 ठहरना=تَهَرنا=صبرکردن. कल=کَل=فردا. इज़्ज़त=ایزّت.

ठहरो=تَهرُ=صبرکن. कल=کَل=دیروز. अचछा=اَچّا=خوب.

खोलना=کُلنا=بازکردن. दरवाज़ा=دَروازا=در. बुरा=بورا=خراب،بد.

खोलो=کُلُ=بازکن. ख़िड़की=خیرَکیی=پنجره. ख़राब=خاراب=بد،خراب.

बन्दकरो=بَندکرُ=ببند. पेटी=پتیی=جعبه. बड़ा=بارا=بزرگ.

जलदी=جلدیی=به سرعت. सन्दूक=جعبه. छोटा=چُتا=کوچک.

तुरन्त=تورَنت=به سرعت. बक्स=بَکس=جعبه. गर्म=گرم=گرم.

अभी=اَبهی=حالا. सामान=سامان=چمدان. ठंडा=تِهَندا=سرد.

अब=اَب=حالا. चीज़=چیز=چیز. बहुत=بَهوت=زیاد،خیلی.

َआज=آج=امروز. वस्तु=وَستو=چیز. थोड़ा=تُرا=کم.

نکته:هرگاه حرکت«ो»به حروفی چون«ख»برسد،«ه»اخرانها حذف می شود.

نکته:در درس قبل به علت اینکه وقتم برای نوشتن کلمات و نیز تلفظ اونا کم بود،تلفظ یکی از

اون کلمه ها رو اشتباه نوشتم که از شما معذرت میخوام.اون کلمه اینه:निर्मल=نیرمَل=تمیز.

نکته:هرگاه حرف«ह»به حروفی چون«ठ»بچسبد،«ه»اخر انها تلفظ نمی شود:صبر کردن.

نکته:اگر که امیختگی حروف هندی توجه کرده باشید،به شما گفتم که هرگاه دو حرف وسه حرف با هم امیخته شوند این فرم ها را به خود می گیرند:बस،कब=بَس،کَب.नमक=نَمَک.

حالا میخوام به شما بگم که اگر در امیختن«مثلا سه حرف با هم»اگر حرفی را به حرف

بعدی بچسبانیم،ان حرف ساکن تلفظ می شود:वस्तु،बक्स و......«به غیر از حرف اول که اگر

هیچ مصوِّتی روی ان نباشد،چه بچسبد وچه نچسبد،ساکن نمی شود.»

تشدیدها:هرگاه دوحرف مانند«क وख »با هم بییایند،حرف«क»نصف نوشته می شود،

یعنی می چسبد،ولی حرف بعدی کامل نوشته ویشود،اما نصف خوانده می شود. برای تشدیدها

همیشه اول حرف بدون «ه»مییاید و بعد حرفی که«ه»دارد مییاید:

चिटठी=چیتّیی=نامه،इज़्ज़त=ایزّت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 6:0  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 4

اسم Noun

اسم کلمه ای است که برای نامیدن اشخاص و اشیا به کار می رود.به عبارت دیگر واژهای که اشخاص و یا اشیا را معرفی کند که معادل کلمه Noun در زبان انگلیسی است.مثال :

قلمPen               

کتاب      book    

سگ Dog            

زن  Woman        

 

اسم به طور کلی به 2 دسته تقسیم می شود :

1-     اسم ذات = Concrete Noun

 

2-     اسم معنی = Abstract Noun

 

اسم ذات اسمی است که قابل رویت بوده و به خودی خود موجود باشد.مانند :

صندلی     Chair

کتابBook        

 

اسم معنی اسمی است که به خودی خود وجود نداشته باشد و نتوان آن را لمس کرد.مثال :

رهبری Leadership    

هوش Intelligence    

قدرتAbility             

 

اسم ذات را می توان به 4 دسته تقسیم کرد.

1-اسم خاص = Proper Noun

اسم خاص واژه ای است که بر شیی یا شخص خاص و معینی دلالت کند.مثال:

تهرانTehran         

لندنLondon         

علی Ali           

 

2-اسم عام = Common Noun

اسم عام اسمی است که تمام افراد همجنس و همنوع را در بر میگیرد.مانند:

کتاب Book     

گربهCat         

دخترGirl        

 

 

3-اسم جمع = Collective Noun

اسم جمع اسمی است که در صورت مفرد ولی در معنی جمع باشد یا به عبارت دیگر نماینده تعدادی از افراد همجنس و مشابه باشد.مثال:

گلهFlock         

تیمTeam         

قبیلهTribe       

این اسم ها همیشه با فعل کمکی مفرد باید به کار بروند.مثال :

A group of scientists IS working on the new project.

The team is coming toward us.

 

4-اسم جمع = Material Noun

اسم جمع اسمی است که نوع و جنس و ماده شیی را معین کند.مانند:

چوبWood         

آهنIron           

طلاGold           

 

 

قواعد جمع بستن اسم در زبان انگلیسی

دوستان عزیز ، ما در انگلیسی قواعد بسیار زیادی برای جمع بستن اسمها داریم.ولی در اینجا فقط به گفتن 5 نوع جمع بستن بسنده می کنیم.در صورت داشتن هرگونه سوال لطفا آن را با ما مطرح فرمایید.

 

اسم به طور کلی به دو صورت در جمله دیده می شود:

1-     مفرد = Singular

 

2-     جمع = Plurar

 

مثال :

یک سگOne dog          

دو سگTwo dogs         

یک قلمOne pen           

دو قلم Two pens         

 

قواعد جمع بستن اسم در زبان انگلیسی به قرار زیر است :

1-     اگر به آخر اسم مفرد S اضافه کنیم تبدیل به جمع می شود.مانند:

یک کتابA book           

کتاب ها  Books          

یک کیفA bag             

کیف هاBags              

 

 

2-     اگر اسم مفرد به(Z – X – S – Sh – Ch) ختم شود ، در جمع es می گیرد و es به صورت یک سیلاب جداگانه ای به صورت(ایز) تلفظ می گردد.مثال :

کلیساهاChurches              

ظروفDishes                      

اتوبوس هاBuses                

جعبه هاBoxes                  

 

3-     اگر اسم مفرد به یکی از حروف(T – P – K - F) ختم گردد s جمع (س) تلفظ می گردد.مانند :

گربه هاCats                

کتاب هاBooks             

پشت بام ها Roofs     

 

4-     ولی اگر اسم مفرد به یکی از حروف انگلیسی به غیر از حروف فوق ختم شود S جمع(ز) تلفظ می شود.مثال :

لابراتورهاLabs            

آوازهاSongs              

پسرهاBoys              

 

 

5-     برای جمع بستن حروف و ارقام و اعداد از S استفاده می شود ولی برای وجه تشخیص آن از علامت آپوستروف(،) استفاده می شود.مانند:

There are two O'S in the word room.

There are two E'S in the word three.

 

 

دوستان عزیز ، از درسهای بعدی به زمان ها و کاربرد آنها اشاره

خواهیم کرد.سوالات خود را حتما با ما در میان بگذارید.لازم به ذکر

است که در همین جا از آقا شهرام که با وجود مشغله ی کاری

بسیار زیاد منو در آپ کردن این وبلاگ یاری میکنند کمال تشکر را

داشته باشم.

واقعا متشکرم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 9:59  توسط بهمن و شهرام  | 

 میخوام این جلسه رو با چند کلمه شروع کنم،چون از این جلسه

به بعد براتون لغت وکلمه های هندی خواهم نوشت.

आना=آنا=آمدن. वापसआओ=برگرد. पुसतक=پوستَک=کتاب.

आओ=آاُ=بیا. है=هِی=هست،است. किताब=کیتاب=کتاب.

जाना=جانا=رفتن. हैं=هِین=هستند. चिटटी=چیتّیی=نامه.

जाओ=جااُ=برو. पानी=پانی=اب. पत्र=پَترا=نامه.

लाना=لانا=آوردن. चाय=چای=چای. जवाब=جاواب=جواب.

लाओ=لااُ=بییار. दूध=دووده=شیر. उत्तर=اوتّر=جواب.

करना=کَرنا=انجام دادن. रोटी=رُتیی=نان. गारी=گاریی=ماشین.

करो=کَراُ=انجام بده. खाना=کانا=غذا خوردن. यह=یه=این.

रकना=رکنا=گذاشتن. कुर्सी=کورسیی=صندلی. ये=یه=این ها.

रको=رکاُ=بگذار. मेज़=مِز=میز. वह=وُ=آن.

वे=وِه=آنها. यहाँ=یاهان=اینجا. इधर=ایدهَر=اینجا.

वहाँ=واهان=آنجا. उधर=اودهَر=آنجا. भीतर=بهییتر=داخل.

अन्दर=اَندر=داخل. साफ़=صاف=تمیز. निर्मल=تیز.

साफ़करो=صاف کرُ. तैयार=تِییار=حاضر. तैयारकरो=حاضر کن.

हाँ=هان=بلی. जीहाँ=جیی هان=بلی. नहीं=نَهیین=نه.

जीनहीं=جیی نَهیین=نه.

نکته:کلمه ی«جی»معنی به خصوصی ندارد و فقط برای احترام استفاده میشود.

نکته:هرگاه بعد از حرف صامت؛حرف صامت دیگری با این«»حرکت بییاد،حرف قبلی هم با همان صدا وهم با صدای

اََََََخوانده می شود:वहाँ،यहाँ،जवाब.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:20  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 3

با سلام ، اول اجازه بدین یکسری لغات جدید را براتون بنویسم.شما هم سعی کنید تا آنها را به خوبی یاد بگیرید.

ترسیدن

be afraid of

خوب

well

مریض

ill

منشی

clerk

چاقو

knife

گرفتار - مشغول

busy

روی - روشن

on

خاموش

off

خواب آلود

sleepy

جلسه قبل

last session

کولر

cooler

یک

an

رادیو

radio

مهندس

engineer

اینها

these

خسته

tired

باهوش

clever

یکشنبه

sunday

شنبه

saturday

خانه دار

house-wife

دوشنبه

monday

اروپا

europe

فوتبالیست

footballer

پرستار

nurse

هوا

weather

سرد

cold

دوست

friend

تعطیل

holiday

مثال

example

سوپر مارکت

super market

راحت

comfortable

خالی

empty

غایب

absent

چاق

fat

تنبل

lazy

لاغر

thin

جدی

serious

نزدیک

near

در حال حاضر

at present

دم

tail

 

نکته : برای منفی کردن هریک از افعال Tobe در ههر زمان فقط کافی است که به آخر آن فعل کلمه Not را اضافه کنیم.

مثال :

Positive: Ali is at home.                Negative: Ali isn't at home.

Positive: They were students.        Negative: they weren't students.

Positive: we will go there.             Negative: we will not go there.

نکته : برای سوالی کردن این افعال Tobe فقط کافی است تا فعل کمکی را به ابتدای جمله بیاوریم.

Question form: Is Ali at home?    OR  

 was he at home?     OR 

 Will he be at home?  

 

 

صرف فعل To have (داشتن) در زمان حال

 

من دارمI have              

تو داریYou have           

او داردHe has               

او داردShe has              

آن داردIt has                

ما داریمWe have           

شما داریدyou have       

آنها دارند        They have

 

نکته:  در سوم شخصهای مفرد ما بجای Have  از کلمه Has  استفاده می کنیم.

برای منفی کردن فعل داشتن در زمان حال کلمهNot  را بعد از ان قرار می دهیم :

Positive: I have much money.                Negative: I have not much money.

Positive: He has a car.                           Negative: He has not a car.

Positive: We have a house in Tehran.      Negative: We have not a house in Tehran.

 

نکته : برای سوالی کردن فعل داشتن کافی است تا فعل کمکی به ابتدای جمله بیاید.

مثال :

Has he any car?

Has it two windows?

Hasn't she one brother in Tehran?

 

صرف فعل To have (داشتن) در زمان گذشته

صرف این فعل برای کلیه ضمایر فاعلی Had  می باشد.مثال:

I had a lot of money last week.

You had a lot of money last week.

(He-She) had a lot of money last week.

It had two legs.

We had two cars last week.

You had two cars last week.

They had two cars last week.

نکته: برای منفی کردن To have در زمان گذشته کافی است کلمه not را بلافاصله بعد از Had  قرار دهیم.

مثال :

I had not any money last night.

He had not any money last night.

She had not any money last night.

 

دوستان عزیز.سوالات و نظرات خود را حتما با ما در میان بگذارید.

متشکریم.

مدیران وبلاگ

بهمن & شهرام

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:12  توسط بهمن و شهرام  | 

 سلام دوستان،میخوام که ادامه ی موارد جلسات پیش رو براتون بگم.در ضمن وقتی که این دروس اولیه تمام شد؛برای شما لغت هم می نویسم که امیدوارم از اونهاهم استفاده کنین. صداهای وابسته به بینی:در زبان هندی صداهای وابسته به بینی وجود دارد که به وسیله ی حرف«»بیان میشود که این حروف ها هستند:

1-«»:بر روی حروفی مییایند که دارای خط رأسی هستند:

मंगाना=مَنگانا.

2-«»:بر روی حروفی مییایند که بدون خط رأسی هستند:हूँ=هوون.

3-اگر در نوشته ای به این شکل برخورد کردید،اون هم حرف«»است که مربوط به بخش سره هم نویسی می شود که بعداً بهتون میگم:बन्डर=بندر.

حروف های صامت به هم پیوسته:قبل از شروع کردن این مبحث میخوام که استثناءهای این بخش رو براتون بیان کنم:

1-به هم چسبیدن دوتایی این حرف«»:त्त=कुत्ता=کوتتا.

2-به هم چسبیدن دو تایی این حرف«»:द्द=टिद्दी=تیددی.

برای به هم پیوستن حروف صامت«به جز دو حرف بالا»این کارها را انجام می دهیم:

1-اگر حرفی است که دارای خط رأسی است؛خط رأسی در اخر حرف صامت اولی

حذف می شود،قبل از وصل شدن به دومین حرف صامت،واگر حرف دیگری بعد از دومین حرف صامت وجود داشت به همین صورت عمل می شود:पुस्त्क=پوستَک.

2-اگر حرفی است که بدون خط رأسی است،دو حرف زیر هم نوشته می شود،مانند:استثناءشماره ی«2».

نکته:هرگاه این حرکت«»را در زیر حرفی دیدید،بیانگر این است که ان حرف فقط نصف صامت می باشد:पाड्मा=پادما=یک نوع نیلوفر ابی است.

چند نکته ی مهم:

1-مصدرها همیشه با«ना»ختم می شوند:बोलना=صحبت کردن.

2-اگر«ना»را از مصدر جدا کنیم،باقیمانده ریشه ی کلمه است:बोल=صحبت.

3-اگرعلامت صوتی«»را به ریشه اضافه کنیم،دستوری ان کلمه به دست مییاید: बोलो=صحبت کن.

طریقه ی قرار گرفتن کلمات در زبان هندی به شرح ذیل است:

1-اول فاعل مییاید،سپس مفعول و فعل مربوطه در اخر مییاید.

2-برای درست کردن فعل مفی یا باز دارنده،قبل از فعل«मत=مت»یا«ना=نا»اضافه می کنیم.

اگه سوالی داشتین حتما بپرسین.

shahramloveindia@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 17:42  توسط بهمن و شهرام  | 

Unit 2

ضمیر  Pronoun

ضمیر کلمه ای است که جای اسم یا معادل آن می نشیند و برای رفع تکرار اسم می آید.

مثال : کسی می پرسد حسن کجاست؟

در جواب کلمه  He که ضمیر است به جای تکرار کلمه Hassan به کار می رود.

او در منزل است   He is at home

 

ضمایر فاعلی Subjective Pronouns

این ضمایر در انگلیسی عبارتند از :

من                            I 

شما                        You

او(مذکر)                            He

او(مونث)                   She

آن                             It

ما                            We

شما                        You

آنها                         they

نکته : ضمیر باید با مرجع خود مطابقت داشته باشد،یعنی اگر مرجع مذکر باشد ضمیر آن He  و اگر مونث باشد ضمیر آن  She و چنانچه خنثی باشد از It  استفاده می گردد.و اگر مرجع جمع باشد باید ضمیر ان جمله هم به صورت جمع بیاید.

مثال :

علی در کلاس من است.Ali is in my class.                            

او دانشجوی باهوشی است.    He is a clever student.         

مریم معلم است.Maryam is a teacher.                               

آن کتاب به زبان انگلیسی است.That book is in English.      

دانشجویان اینجا هستند.The students are here.                 

 

 

صرف فعل Tobe (بودن) در زمان حال

The verb Tobe in present tense

باید توجه فرمایید که کلمه ی بودن"مصدر"است.مصدر کلمه ای است که ریشه ی فعل محسوب می شود.و دارای مشتقاتی است که در زمان گذشته ، حال ، آینده از آن استفاده می شود.

زمان حال :

I'm here.

 You are here.

He is here.

She is here.

It is here.

We are here.

You are here.

They are here.

 

 

 

صرف فعل Tobe  در زمان گذشته

I was here yesterday.

You were here yesterday.

He was here yesterday.

She was here yesterday.

It was here yesterday.

We were here yesterday.

You were here yesterday.

They were here yesterday.

 

 

 

صرف فعل Tobe  در زمان آینده

I will be there tomorrow.

You will be there tomorrow.

He will be there tomorrow.

She will be there tomorrow.

It will be there tomorrow.

We will be there tomorrow.

You will be there tomorrow.

They will be there tomorrow.

 

 

دوستان عزیز ، با تشکر از اینکه تا اینجا به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت داده اید ، لازم به ذکر است که چند نکته را به خدمتتان برسانم :

1-از این به بعد سعی کنید تا ایمیل ها و یا نظرات خود را به زبان انگیسی(مربوط به آقا بهمن) و هندی(مربوط به آقا شهرام) بنویسید و انتقال دهید.همیشه سعی کنید تا به زبان انگلیسی و هندی بر حسب علاقه صحبت کنید و هیچ هراسی ار اشتباه نداشته باشید.

۲-تا الان آموزش به دو زبان ترکیبی فارسی و انگلیسی بود (یعنی 50%-50%) ، ولی از پست ۱۰ به بعد اعم نوشته های وبلاگ به صورت انگلیسی می باشد ، به عبارت دیگر در وبلاگ 90% انگلیسی و 10% فارسی فقط در مورد بخش آموزش انگلیسی بحث آموزشی صادق خواهد بود.

۳- آقا شهرام شماره تلفن خودشان را در اختیار شما قرار خواهد داد ، از شما خواهش می کنم تا فقط مشکلات و سوالات خود را در زمینه ی زبان هندی به ایشان  SMS و یا در صورت آمادگی جهت صحبت کردن و مکالمه با ایشان تماس بگیرید.شما می توانید با آقا شهرام تماس گرفته و با زبان هندی در هر شرایطی جهت تقویت مکالمه ی خود صحبت کنید.فقط نباید از این مساله بترسید که نتوانید صحبت کنید،برای یاد گرفتن زبان باید از یک جایی شروع کنید.ما به این دلیل این وبلاگ را ساخته ایم تا بتوانیم به شما کمک کنیم.این را هم به خاطر بسپارید که ما هیچ وقت از پاسخگویی به سوالات شما خسته نخواهیم شد.                                     

 

 شهرام(در زمینه هندی):09123347645  

 

با تشکر

مدیران وبلاگ ، بهمن & شهرام

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 8:47  توسط بهمن و شهرام  | 

 حروف و علامت های صدادار«مصوِّت» به شرح زیر است:

1-علامت های صداداری که به حرف ها می چسبند:

ai=،o=،au=،an=،ah=،aa=،i=ि،ee=،u=،oo=،e=

نکته:همون طور که می بینین اگر این علامت ها به حرفی بچسبند دیگه،دایره ها پدیدار نمی شوند:«हौ،«है

نکته:هرگاه علامت صوتی«»به حروفی چون«»برسد،

«ه»اخر حرف تلفظ نمی شود:खाना=کانا.

2-حروف صداداری که در اول کلمه یا جمله می ایند:

=(اَ)a،=)آ)aa،i=،ee=،u=،oo=،e=،ai=،o=،au=

an=अं،ah=अः

در قسمت های بعد از این دو دسته مثال هایی براتون مییارم.

نکته:اگر در زیر حرفی این شکل()وجود داشت؛ان یک حرف فارسی یا عربی است،که:خا=ख़،زا=ज़،قا=ग़،فا=फ़،می باشند.

««منو ببخشید؛چون در قسمت حروف الفبا این دو کلمه رو فراموش کردم که بنویسم.»»

«ढ़=رها»و«ड़=را»

امیختگی حروف«»و«»:زمانی که«کا»و«تا»باهم می ایند،این فرم را به خود می گیرند:«क्त»؛ولی در بعضی از دانشگاه ها این طوری اموزش می دهند: «कत»که این نوع نوشتن راحتتر است. حالات مختلف حرف «»:اگر این حرف بدون هیچ یک از حروف و یا علامت های صدادار بییاید،به پنج شیوه ی زیر نوشته می شود:

1-اگر حرف «»ساکن باشد بر روی حرف بعد به این شکل نوشته می شود:

दर्द=درد،शर्म=شرم.حرفی که بر روی«»و«»وجود دارد«»ساکنمی باشد.

2-حروفی مانند«»دارای خط رأسی هستند وزمانی که به«»برسد این فرم را

به خود می گیرد:सब्र=صبر.حرکتی که در زیر حرف«»قرار دارد حرف«»است.

3-حروفی چون«»وامثال این بدون خط رأسی هستند و زمانی که حرف«»می رسند

این فرم را به خود می گیرند:ट्रेन=تِرَن،ड्राम=دَرام.حرکت هایی که در زیر حروف «»و«»وجود دارد حرف«»می باشد.

4-نوع دیگر حرف«»به این شکل است«» که به همه ی حروف می چسبد و حرفی که جلوتر از«»است،به وسیله ی صدای«ی»کوتاه کنترل می شود:

कृपा=کریپا،पृथवी=پریتهوی.

نکته ی مهم:تمامی این چهار مرحله در صورتی انجام میگیرد که هیچ یک از مصوِّت ها به

دنبال حرف«»نیایند.

این حرف«»صدای«ریی»می دهد:ऋतु=ریتو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 1:56  توسط بهمن و شهرام  |